العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

573

شرح كشف المراد ( فارسى )

به لحاظ قبح آن نيست بلكه براى حفظ جان خويش از عذاب است و شبيه كسى است كه براى حفظ سلامت از شرب خمر توبه مىكند ، آرى اگر غايت و هدف اصلى خوف از نار نباشد بلكه هدفش اين باشد كه من از اين كار توبه مىكنم بدان جهت كه عملى قبيح است و ضمنا در آن عقاب جهنم هم هست بگونه‌اى كه محرّك او بر توبه قبح فعل است يعنى لو لا القبح نادم نبود و لو عذاب در كار باشد چنين توبه‌اى صحيح است . و همچنين است توبه از اخلال به واجب و ترك طاعت يعنى توبه آنست كه از تفويت واجب و اخلال به آن به لحاظ اينكه اخلال به واجب است نادم گردد و تصميم بگيرد كه در آينده هم هرگز اخلال به واجب نرساند چنين توبه‌اى ارزش دارد ولى اگر از اخلال به واجب به لحاظ سود مادى و بدنى و عرضى نادم گردد و يا محرك او بر توبه صرفا عذاب باشد و الّا نادم نبود اين ارزش ندارد . شاهد مطلب : اگر انسانى در عرف و عند العقلاء به انسان ديگر ستم روا دارد سپس برود و از او عذر خواهى كند نه بخاطر اينكه كار قبيحى كرده و تجاوز به حقوق ديگران نموده بلكه به لحاظ ترس از شكايت او و مؤاخذه سلطان و حاكم عذر بخواهد هيچ انسان عاقلى چنين عذرى را قبول نمىكنند چون او قلبا از ظلم متنفر نيست بلكه بازهم اگر دسترسى پيدا كند ظلم مىكند و از ترس چوب قانون و رفتن آبروى خود مىترسد . بحث پنجم : قوله فلا تصح . . . : اگر انسان چندين كار قبيح انجام داده باشد سپس از يكى از آنها توبه نمايد اينهم توبه محسوب مىشود نسبت به همان گناه يا اينكه وقتى توبه صحيح است كه از تمام قبائحى كه مرتكب شده توبه كند ؟ ترديدى نيست در